خوبی و توقع

خرید بک لینک
جای دنجی بود و هم صحبت خوبیلیوان چای را بر میداشتم با چند عدد قند همراه خیالی مشتاق با گامهایی آرام میرفتم و کنارش مینشستم. حس میکردم! به ندرت میان صحبت هایم بر میگشت و خیره نگاهم میکرد بین خودمان بم خوبی و توقع...

ما را در سایت خوبی و توقع دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 147 تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:02

دستم رو روی چوب خام روشن نارنج میکشم. بویش مستم میکند. مداد را بر میدارم و طرحی مبهم را رویش نقاشی میکنم. مثل اینکه کلافه باشم بر میگردم جاهایی که مبهم است دوباره پر رنگ میکنم. ار موئی را بر میدارم. ک خوبی و توقع...

ما را در سایت خوبی و توقع دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 160 تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:02

در هیاهوی روزمرگی

در تنفر غرق میشوم.

دست و پا میزنم

دلم عجب درد دارد.

دفنش میکنم.

تا آرامش یابم.

خوش خیالم.

بی دل

این مسیر از تاریکیست به ظلمات.

خوبی و توقع...

ما را در سایت خوبی و توقع دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 138 تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:02

هر آدمی یه موقع وا میده... نه اینکه همه اش محیط هولش میده. خودش دیگه نمیتونه متفاوت بودن تحمل کنه. ایا گناه آخرین سربازی با وجود دیدن فداکاری تمام دوستانش باز شمشیرش رو بنداز پایین قابل بخششه؟

دارم وا میرم ... چیزی که در پس سالها من رو من کرد داره آب میشه. دردی تا مغز استخوان روحم را پاره پاره میکنه.

کاش یکی که قبولش داشتم بهم میگفتم که چشمه؟

درد نابودیه؟ یا درد یک تولد؟

نمیدانم چرا همیشه با خودم در جنگم. جنگی میان خون و آتش. مگر جنگ بی قربانی میشه؟

خوبی و توقع...

ما را در سایت خوبی و توقع دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 137 تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:02

باران میبارید

او با ذوق میان باران میدوید

و دستان کوچکش را میگشود.

و قطرات را در کف دستهای مهربانش جمع میکرد.

و بر سرم میان تنگ آب می ریخت.

چقدر زندان بانم دوستداشتنی ومهربان است.

دلتنگ دریایم اما لبخند عجیبش مرا محسور این تنگ میکند.

مجازات ماهی عاشق اینست!

خوبی و توقع...

ما را در سایت خوبی و توقع دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 161 تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:02

تیر نگاهش ما را خوش تر است.

سوز وصالش ما را خوش تر است.

در میان برزخ وصل و فراقش، کین عجب

غمزه ی ناز نگاهش ما را خوش تر است.

پیچک مشکین زلفش سالهاست

میکشد در بند، ما را خوش تر است. "م.س"

خوبی و توقع...

ما را در سایت خوبی و توقع دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 130 تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:02

با انگشتان کوچک پایش ماس های لب ساحل را می فشرد.دستانش دور ساق هایش حلقه زده و سرش در میان زانوانش که چون دژی از بی پناهیش حفاظت می کردند قرار داشت.موج برای همدردیش در میان هق هق هایش آرام نجوا می ک خوبی و توقع...

ما را در سایت خوبی و توقع دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 140 تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:02

نگاه بی رمقش هنوز در پس سالها درد، نشانه هایی از شیطنت کودکانه اش داشت.منم نوجوان، کنار تختش ایستاده بودم. بی آنکه حرفی برای گفتن داشته باشم.گاه گاهی مرا به لبخندی کودکانه مهمان میکرد.بی انصافی بود خوبی و توقع...

ما را در سایت خوبی و توقع دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 130 تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:02

من به آمار زنده زمین مشکوکم

گرچه پیش تر مرده ام.

ولی هر صبح در جلوی آینه

منتظرم تا قبل به خاک سپردنم.

بیایی و زنده ام کنی.

روبروی آینه هستم ولی هرچه مینگرم تو رو نمیبینم.

اگه روزی

آمدی در آینه و نبودم

بدان کوله بار بسته ام تا بجویمت

با همان کوله بار سفرت

بیا در پی ام

کسی نمیداند شاید در راه مانده ام و مسیر گم کرده.

خوشحال میشوم ببینمت و ببویمت و بگویمت ...

خوبی و توقع...

ما را در سایت خوبی و توقع دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 143 تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:02

در همهمه شهرمیرفتیمدید چشم تب دار مرارو به افق مکثی کرد زیر لب ذکری خواندگفت: مرا میشنویی؟گفتم: نه!چشم تب دار مرا درد گرفت.نگران گفت: بیاصبر نکردزان میان برد مرا از خویشم در فراسوی سکوتا خوبی و توقع...

ما را در سایت خوبی و توقع دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 159 تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:02

صفحه بندی