ما را در سایت خوبی و توقع دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 147 تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:02
ما را در سایت خوبی و توقع دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 160 تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:02
در هیاهوی روزمرگی
در تنفر غرق میشوم.
دست و پا میزنم
دلم عجب درد دارد.
دفنش میکنم.
تا آرامش یابم.
خوش خیالم.
بی دل
این مسیر از تاریکیست به ظلمات.
ما را در سایت خوبی و توقع دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 138 تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:02
هر آدمی یه موقع وا میده... نه اینکه همه اش محیط هولش میده. خودش دیگه نمیتونه متفاوت بودن تحمل کنه. ایا گناه آخرین سربازی با وجود دیدن فداکاری تمام دوستانش باز شمشیرش رو بنداز پایین قابل بخششه؟
دارم وا میرم ... چیزی که در پس سالها من رو من کرد داره آب میشه. دردی تا مغز استخوان روحم را پاره پاره میکنه.
کاش یکی که قبولش داشتم بهم میگفتم که چشمه؟
درد نابودیه؟ یا درد یک تولد؟
نمیدانم چرا همیشه با خودم در جنگم. جنگی میان خون و آتش. مگر جنگ بی قربانی میشه؟
ما را در سایت خوبی و توقع دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 137 تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:02
باران میبارید
او با ذوق میان باران میدوید
و دستان کوچکش را میگشود.
و قطرات را در کف دستهای مهربانش جمع میکرد.
و بر سرم میان تنگ آب می ریخت.
چقدر زندان بانم دوستداشتنی ومهربان است.
دلتنگ دریایم اما لبخند عجیبش مرا محسور این تنگ میکند.
مجازات ماهی عاشق اینست!
ما را در سایت خوبی و توقع دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 161 تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:02
تیر نگاهش ما را خوش تر است.
سوز وصالش ما را خوش تر است.
در میان برزخ وصل و فراقش، کین عجب
غمزه ی ناز نگاهش ما را خوش تر است.
پیچک مشکین زلفش سالهاست
میکشد در بند، ما را خوش تر است. "م.س"
ما را در سایت خوبی و توقع دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 130 تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:02
ما را در سایت خوبی و توقع دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 140 تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:02
ما را در سایت خوبی و توقع دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 130 تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:02
من به آمار زنده زمین مشکوکم
گرچه پیش تر مرده ام.
ولی هر صبح در جلوی آینه
منتظرم تا قبل به خاک سپردنم.
بیایی و زنده ام کنی.
روبروی آینه هستم ولی هرچه مینگرم تو رو نمیبینم.
اگه روزی
آمدی در آینه و نبودم
بدان کوله بار بسته ام تا بجویمت
با همان کوله بار سفرت
بیا در پی ام
کسی نمیداند شاید در راه مانده ام و مسیر گم کرده.
خوشحال میشوم ببینمت و ببویمت و بگویمت ...
ما را در سایت خوبی و توقع دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 143 تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:02
ما را در سایت خوبی و توقع دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 159 تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:02